شب يلدای ديگه

شب يلدا باز هم اومد. يه شب يلدای ديگه و عشق و شور و حال و از اينا.

اين هم سومين شب يلدا که رفا با شما ميگذرونه. خوشحالم. خيلی خوشحالم.

اگر اين وبلاگ هيچ خاصيتی برای کسی نداشت٬ برای من خيلی مفيد بود. با دوستايی آشنا شدم که اصلا از آشنايی باهاشون ناراحت نيستم.

الان که اين رو گفتم ياد جمله‌ی Robin williams افتادم توی فيلم Good Will Hunting

* چون ميدونم اين ظلمه که آدم يه تيکه از ديالوگ اين فيلم رو نصفه بياره وسط پس کل اون قسمت ديالوگ رو مينويسم:

Wil: هيچ وقت فکر کردی چه زندگی‌ای داشتی اگه با زنت آشنا نمی‌شدی؟؟

Sean: چطور؟! وضعم بدون اون بهتر بود؟

Will: نه نه! منظورم ...

Sean: عيبی نداره. سوال مهميه. چون روزهای بدی داشتم که به چيزای خوبی ختم ميشد که قبلا بهشون بی توجه بودم.

Will: از آشنايی با زنت پشيمون نيستی؟؟

Sean: چرا بخاطر زجری که حالا ميکشم. منم پشيمون ميشم اما حتی از يه روز زندگی با اون پشيمون نيستم.

اين فيلم رو عشق است. از بحث فيلم بيايم بيرون که داشتم درمورد شب يلدا صحبت ميکردم.

چون آرشيوم رو دانلود کردم و همه‌ش رو خوندم بجا ديدم که يه گوشه‌ی نظری هم داشته باشم به بلاگی که سال پيش به مناسبت شب يلدا نوشتم:

تا حالا به حکمت شب يلدا فکر کردين؟؟

طولانی ترين شب سال. شبی که همه ميخوايم با هم باشيم؟؟ ميدونين منظور از اينکه ميگن بياين تا با هم باشيم تا آجيل بخوريم و آرزو کنيم و فال حافظ بگيريم چيه؟؟

اينها همه رسمهايی هستن که از روی حکمت درست شدن.

قديميا وقتی طولانی ترين شب سال ميشد که با اولين روز زمستون هم همراه هست يه شعری ميخوندن که الآن يادم نيست. اونا ميخواستن با خوندن اين شعر صداشون رو از توی خونه بيرون ببرن تا ديو شب بشنوه. اونا ميخواستن کنار هم باشن تا ديو شب بدونه که حتی اگر صبح خيلی دير هم بياد اونا کنار هم ميمونن تا صبح بشه. ميخواستن بگن حتی اگر شب طول بکشه بازم شادن و ناراحت نميشن. بازم هستن و غمگين نميشن. ميخواستن ديو غصه بدونه که اونا هنوزم خوشحالن و شب هيچکاری نميتونه بکنه. ميخواستن به زمستون نشون بدن که زمستون هرچی هم سرد باشه اونا نميترسن و منتظر بهار هستن (همونطور که در جشن سده هم ديده شده). اونا ميخواستن شروع طولانی شدن روزها رو جشن بگيرن.

حالا بياين ما هم مثل اون قديم نديما آجيل بشکونيم. هندونه ببريم. فال بگيريم. آرزو کنيم که زمستون خوبی داشته باشيم.

شب يلداتون مبارک...

الآن توی لغنتنامه‌ی دهخدا زدم "يلدا". اون زمانی که بلاگ سال پيش رو نوشته بودم اين لغت‌نامه رو نداشتم ولی با اين حال يه چيزايی الآن بهش اضافه کردم ولی برسيم به چيزی که توی لغتنامه نوشته:

لغت سريانی: به معنی ميلاد عربی و چون شب يلدا را با ميلاد مسيح تطبيق کرده‌اند از اين رو بدين نام ناميده‌اند. بايد توجه داشت که جشن ميلاد مسيح که در ۲۵ دسامبر (نوئل) تثبيت شده طبق تحقيق محققان در اصل٬ جشن ظهور ميترا (مهر) بوده که مسيحيان در قرن چهارم آن را روز ميلاد مسيح قرارداده‌اند. يلدا اول زمستان و شب آخر پاييز است که دراز ترين شبهای سال است و در آن شب يا نزديک بدان٬ آفتاب به برج جدی بحويل ميکند و قدما سخت آن را شوم و نامبارم می‌انگاشتند. در بيشتر نقاط ايران در اين روز جشنی برگذار ميشود . شعرا زلف يار و همچين روز هجران را از حيث سياهی درازی بدان تشبيه کنند و از اشعار برخی از شعرا مانند سنايی و اميرمعزی که به عنوان شاهد در زير می‌آيد رابطه‌ی بين مسيح و يلدا ادراک ميشود. يلدا برابرست با شب اول جدی و شب هفتم دی‌ماه جلالی و شب بيست‌ويکم دسامبر فرانسوی.

يه صاحب دولتی پيوند اگر نامی همی جويی / که از يک چاکری عيسی چنان معروف شد يلدا -- سنايی

در شبهای يلدای ظلم که آفتاب ملک من به  مغرب زوال افول نمايد چراغ فراغ چگونه افروزند (سندبادنامه ۴۰)

سخنم بلند نام از سخن تو گشت و شايد / که درازنامی از نام مسيح يافت يلدا -- سيف اسفرنگ

/ 1 نظر / 15 بازدید
Asal

يلدا مبارک !! ( خيلی ديره ؟!! )